تبليغاتX
انتظار
 

کاش دوستی مثل رابطه دست و چشم می بود وقتــی دستت زخم میشه چشم گـــریه مکنه

وقتــــــی چشمت گــــــــــــــریه می کنه دستت اشــــــــکهایش را پاک می کــــــــــــــنه




+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 15:33  توسط انتظار
 

 

از آب هم سیر نشدو به سوی میخانه رفت

فکرکردم شکایت تو را نزد خدا کنم

اما دیدم خدا هم عاشق تو بود

 




+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 11:45  توسط انتظار
 

 

نغمه های تازه

 

در هوای قلب من پرواز کن

مکتب عشق مرا آغاز کن

 

من ز ساز کهنه ی دل خسته ام

نغمه های تازه بهرم ساز کن

 

گر تو باغ آرزوهایم شدی

روی بگشا در برویم باز کن

 

با من از باران و از شبنم بگو

عشق خود با قلب من دمساز کن

 

با دو چشم بسته ات مفتون شدم

دیده ات بگشا و باز اعجاز کن

 

خلوتم را پر کن از حسی غریب

این سکوت تلخ پر آواز کن

 




+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 15:25  توسط انتظار
 

 

انتظار

 

در انتظار رویت عمرم به آخر آمد

پاییز شد بهارم جانم به آخر آمد

 

در انتظار وصلت قلبم چه حال دارد

بیمار شد دو چشمم اشکم به آخر آمد

 

دیریست در دل من یاد تو موج دارد

با یاد تو شب هجر دانم به آخر آمد

 

در تیره گی شبها یاد تو روشنم کرد

در چلچراغ یادت شامم به آخر آمد

 

در چشمه سار قلبم پاکی توست جانا

ای پاکی دل من شعرم به آخر آمد




+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 11:22  توسط انتظار
 




+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 11:10  توسط انتظار
 

     دیدم بهارحسن ترا در شب بهار

                                 ای دل مبارکت باد آخر شد انتظار




+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 13:51  توسط انتظار
 




+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 12:42  توسط انتظار
 




+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 12:40  توسط انتظار
 

عشق بی اعتنا

دیوانه دلم بلبــــــــــــــــــــل گلذارعشق    بفروش مرا برســــر بازارعشــــــق

شب تا به ســحرنالان مشتاق غزلگویان    باشدنظرم بردرودیوارعشـــــــــــــق

درعشــــــق تو مستانه افسانه چوپروانه     ازشمع صفاجل جل رخسارعشق

کشمیر عدن کابــــل هم شام یمن بابل    تابــــــــــــــــام فلک پرتو انوارعشق

درمملکت افغان اشـــــــــــــعاربهاییجان     دارداثر گرم ز گفتارعشـــــــــــــــق

 




+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 13:48  توسط انتظار
 




+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 11:57  توسط انتظار
 

به او گفتم

            مرادوست داری

                              گفت بله

گفتم  مثلآ چه قدر

             گفت به اندازه ستاره های آسمان

به آسمان نکاه کردم و دیدم آسمان ابریست.....




+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 11:54  توسط انتظار
 

ســـحر گاه وقت غعفران است

برخیز.

ترااگر ذوق ایمــــــــــــان است

برخیز.

طلوع صبح صـــادق رایقــــــین

دان  .

نزول فـیض رحمــــــــــان است

برخیز.

 




+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 10:40  توسط انتظار
 




+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 9:16  توسط انتظار
 

ای کاش در چشمانت جای میداشتم ودرقدم هایت جان میدادم

واگرتواشک چشمان من میبودی هرگز گریه نمی کردم

بخاطر که تراازدستندهم........




+ نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت 10:32  توسط انتظار
 

 قلب من فدای تو




+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 12:3  توسط انتظار
 

درباره ی وبلاگ

logo

سلام دوست های عزیزم به وبلاگ من خوش آمدید

فهرست
پيوندهاي روزانه
نوشته هاي پيشين
آرشيو موضوعي
پيوندها

 

جستجوگر :



در كل اينترنت
در اين سايت


RSS