انتظار
در انتظار رویت عمرم به آخر آمد
پاییز شد بهارم جانم به آخر آمد
در انتظار وصلت قلبم چه حال دارد
بیمار شد دو چشمم اشکم به آخر آمد
دیریست در دل من یاد تو موج دارد
با یاد تو شب هجر دانم به آخر آمد
در تیره گی شبها یاد تو روشنم کرد
در چلچراغ یادت شامم به آخر آمد
در چشمه سار قلبم پاکی توست جانا
ای پاکی دل من شعرم به آخر آمد